|
21 - دلاور مردى از جنگ احد
هنگامى كه در جنگ احد سپاه كفر از پشت سر بر مسلمين هجوم آورد و مسلمانان را
غافلگير كرد، پيامبر (صلى الله عليه وآله ) و على (عليه السلام ) و چند نفر در
ميدان ماندند، و بقيه كه در ايمانشان خلل بود فرار كردند، و در اين ميان از ناحيه
دشمن شايع شد كه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) كشته شده است .
بعضى از مسلمان نماها به همديگر گفتند: كاش كه ما پيام رسانى داشتيم و بوسيله او به
عبدالله بن ابى (رئيس منافقان ) پيام مى داديم كه از ابوسفيان فرمانده دشمن ، براى
ما امان بگيرد.
و بعضى غمگين خود را بر روى دستهايشان انداختند و نشستند، و عده اى از منافقان
گفتند اگر محمد (صلى الله عليه وآله ) كشته شده بود، به دين اول خود بر گرديد.
در اين ميان و در اين جلسه ظلمانى ، ناگهان جرقه اى بدرخشيد و دلاور مردى بنامن انس
بن نصر عموى انس بن مالك برخاست و با كمال شهامت گفت : اى قوم ! اگر محمد (صلى الله
عليه وآله ) كشته بود، پروردگار محمد (صلى الله عليه وآله ) زنده است و شما بعد از
كشته شدن محمد (صلى الله عليه وآله )، زندگى را براى چه مى خواهيد؟ برخيزيد با دشمن
بجنگيد همانگونه كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) مى جنگيد، و همانگونه كه او
مرد، شما نيز بميريد (كه مرگ شرافتمندانه است ) سپس متوجه خدا شد و عرض كرد:
خدايا من از پيشگاه تو از گفتار اينها (منافقان ) معذرت مى خواهم ، آنگاه شمشير از
نيام كشيد و چون قهرمانى بد بديل به سوى دشمن حمله كرد و با آنها تا آخرين حد توانش
جنگيد و سرانجام سخاوتمندانه خونش را نثار نمود و شهد شهادت نوشيد.
(297)
|